ميرزا حسن حسينى فسايى
255
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
زمان باقى است . در سال 621 : بعد از آمدن سپاه تاتار به صفحات عراق عجم و رى و خرابى و برگشتن آنها ، چنان كه متون تواريخ از آن قصه مشحون است ، سلطان غياث الدين پسر سلطان محمد خوارزمشاه پسر سلطانتكش خوارزمشاه ، ممالك رى و عراق عجم و اصفهان را متصرف گرديد « 1 » و در اين سال بغتة « 2 » به فارس يورش آورد و اتابك مظفر الدين سعد مقاومت نياورده در قلعه استخر « 3 » متحصن گرديد و سلطان غياث الدين بىكلفت و مشقت ، دار الملك شيراز را مسخر فرموده بر اريكه اقتدار قرار گرفت پس به صلاحديد ، فارس را قسمت نموده ، بهرهاى را براى اتابك گذاشت و باقى را در تحت اختيار سلطان غياث الدين قرار دادند و غياث الدين در شهر شيراز متمكن گرديد . در سال 622 : سلطان جلال الدين منيكبرنى پسر ديگر سلطان محمد خوارزمشاه ، در سالهاى پيش ، از سپاه تاتار چنگيز خان شكست يافته به هندوستان گريخت ، پس از هندوستان به قصد ممالك موروثه خود از مكران به كرمان آمده پس به فارس رسيد و اتابك سعد به او ملتجى شد و آنچه را از مملكت فارس در تصرف سلطان غياث الدين برادرش بود به عقد صلح گرفت [ و ] به اتابك رد فرمود پس غياث الدين به اصفهان و جلال الدين به خوزستان رفتند « 4 » . در همين سال [ 622 ] : الناصر لدين اللّه ابو العباس احمد بن ابو محمد حسن المستضئى بامر اللّه وفات يافت « 5 » و هفتاد سال از عمرش گذشته بود و چهل و شش سال زمان خلافت داشت پس خلف الصدقش ابو نصر محمد بن الناصر لدين اللّه به جاى پدر نشسته اعيان بغداد با او بيعت كرده او را الظاهر بامر اللّه گفتند « 6 » . [ وقايع فارس در روزگار مظفر الدين قتلغ خان ابو بكر ] و در سال 623 : ابو نصر محمد الظاهر بامر اللّه ابن الناصر لدين اللّه ، خليفه عباسى وفات يافت « 7 » و نه ماه خلافت داشت پس به مشاورت اهل بغداد ، خلف الصدقش ابو جعفر منصور به جاى پدر نشست و با او بيعت خلافت كردند و او را المستنصر باللّه گفتند . و در همين سال [ 623 ] : اتابك مظفر الدين سعد بن زنگى سلغرى از تخت شاهى برخاست « 8 » و تخته خاك را بستر خود ساخت و بيست و نه سال پادشاهى داشت . جهان را نمايش چو كردار نيست * به دو دل سپردن سزاوار نيست « 9 » و خواجه عميد الدين اسعد افزرى به وزارت اتابك سعد باقى بود و بعد از اداى لوازم تعزيت در وفات اتابك سعد بن زنگى ولد الصدقش اتابك مظفر الدين قتلغ خان ابو بكر ، نعم الخلف
--> ( 1 ) . ر ك : كامل ، ج 9 ، ص 353 . ( 2 ) . در متن : ( بعتته ) . ( 3 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 90 . و نزهة القلوب ، ص 132 . ( 4 ) . ر ك : كامل ، ج 9 ، ص 355 . ( 5 ) . ر ك : كامل ، ج 9 ، ص 360 . ( 6 ) . ر ك : كامل ، ج 9 ، ص 361 . ( 7 ) . ر ك : كامل ، ج 9 ، ص 368 . ( 8 ) . در متن : ( برخواست ) - ر ك : شيرازنامه ، ص 81 . ( 9 ) . شعر از فردوسى است . ر ك : شاهنامه ، جلد سوم ، ص 1031 ، بيت 829 ، چاپ دبير سياقى .